<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>حسین ارام جانم</title>
		<link>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>زیباترین آرایش</title>
			<link>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/زیباترین-آرایش</link>
			<pubDate>17:00:00 +0330 سه شنبه، 10 بهمن 1396</pubDate>			<dc:creator>آذر مير حسني</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">587985@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​از دختر جوانی پرسیدند:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;???&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;از چه نوع آرایشی استفاده می کنی ؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;گفت: اینها را به کار می برم :&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;برای لبانم&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;.راستگویی&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;برای صدایم &amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;..ذکر خدا&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;برای چشمانم &amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;چشم پوشی از حرامات&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;برای دستانم &amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;.کمک و یاری به مستمندان&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;برای پاهایم &amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;..ایستادن برای نماز&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;برای قامتم&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;سجده بردن برای خدا&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;برای قلبم&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;.حب خدا.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;??????????&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/زیباترین-آرایش&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​از دختر جوانی پرسیدند:</p>

<p>???<br />
&nbsp;از چه نوع آرایشی استفاده می کنی ؟</p>

<p>گفت: اینها را به کار می برم :</p>

<p>برای لبانم&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.راستگویی</p>

<p>برای صدایم &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..ذکر خدا&nbsp;</p>

<p>برای چشمانم &#8230;&#8230;&#8230;چشم پوشی از حرامات&nbsp;</p>

<p>برای دستانم &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.کمک و یاری به مستمندان&nbsp;</p>

<p>برای پاهایم &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..ایستادن برای نماز&nbsp;</p>

<p>برای قامتم&#8230;&#8230;&#8230;سجده بردن برای خدا</p>

<p>برای قلبم&#8230;&#8230;&#8230;.حب خدا.</p>

<p>??????????</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/زیباترین-آرایش">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/زیباترین-آرایش#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=587985</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>استغفار</title>
			<link>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/استغفار-111</link>
			<pubDate>11:37:00 +0330 جمعه، 1 دی 1396</pubDate>			<dc:creator>آذر مير حسني</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">575998@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​▫️ زیاد استغفار کنید▫️&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;روایت دارد کسی که زیاد استغفار کند، استغفاره زیاد چهار خاصیت دارد:&lt;br /&gt;
❶ اول «جَعَلَ اللهُ لَهُ مِن کُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ فَرَجاً» انسان گاهی بیخودی غصه اش می شود. هرچه هم که فکر مےکند که چه شده که من گرفته ام خیلی ناراحتم نمےفهمد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;در این حال تسبیح را بردار و صد بار استغفار کن، حالت جا مےآید، من امتحان کردم گاهی غم و غصه انسان را می گیرد، نگو یک شیعه ای در کربلا یا در نجف یا بغداد یا در فلسطین یا در هر جایی از دنیا، از دنیا رفته است و من به این خاطر ناراحتم، در روایت هم دارد کہ اگر فقط در شرق عالم یک مومنی از دنیا برود در غرب عالم یک مومنے دیگر محزون مےشود.&lt;br /&gt;
❷ دوم «وَ مِنْ کُلِّ خَوْفٍ امْناٰ» مےگویند زلزله می آید، آمریکا می آید، اینها همه اش حرف است. استغفار کن. وقتی کہ بمب مےآمد من در خانہ استغفار مےکردم بمب آمد و به امام زاده یحیۍٰ اصابت کرد، قوطی زردچوبه ی منزل ریخت، اما ما هیچ طوریمان نشد.&lt;br /&gt;
❸ سوم «وَ مِنْ کُلِّ ضیقٍ مَخرَجاً» سفته هایت عقب افتاده، صاحبخانه جوابت کرده، استغفار که بکنۍ، راحت مےشوی.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;به بنده خدایی چک هایش عقب افتاده بود شب غصه اش شده بود که چه کار کند، نصف شب از خواب بیدار شد به در خانه خدا رفت از خدا گفت: خدایا آبروی من در بازار در خطر است. خودت کارم را درست کن&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;صبح دم در حجره رفت، یک نفر از رفقا آمد و همان مقدار پول را به او داد و گفت: من این پول را پیش تو امانت می گذارم اگر لازمش داشتی خرج کن هر وقت خواستم چند روز جلوتر به تو تلفن مےزنم.&lt;br /&gt;
❹ چهارم «وَ یَرزَقَهُ اللهُ مِنْ حَیْثُ لٰا یَحْتَسِبُ» از جایی که گمان ندارید پول بہ شما مےرسد، پس اگر رزق مےخواهید استغفار ڪنید. رزق هم همش پول و پله نیست رزق معنوے مهمتر است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;شما استغفار می کنید و امشب می خواهید به مشهد بروید، تنها هم هستید، یڪ همسفر خوب کنار شما می نشیند. این رزق است. یک عالم یا انسان متدین بازارے کنار شما مےنشیند. این رزق است. زن خوب رزق است. عروس خوب رزق است. داماد خوب رزق است. همسایه خوب رزق است. دوست خوب رزق است.&lt;br /&gt;
✅ ما خیال می کنیم که رزق یعنی پول، استغفار ڪه مےکنی ، داماد خوب گیرت &amp;nbsp;می آید. استغفار کنے، همسایه خوب نصیبت می شود، مسجد خوب گیرت می آید، خانه ات جایے می رود که کنار خانه ات یک مسجد خوب است.&lt;br /&gt;
&amp;#8220;بیانات آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)&amp;#8221;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/استغفار-111&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​▫️ زیاد استغفار کنید▫️<br />
&nbsp;روایت دارد کسی که زیاد استغفار کند، استغفاره زیاد چهار خاصیت دارد:<br />
❶ اول «جَعَلَ اللهُ لَهُ مِن کُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ فَرَجاً» انسان گاهی بیخودی غصه اش می شود. هرچه هم که فکر مےکند که چه شده که من گرفته ام خیلی ناراحتم نمےفهمد.</p>

<p>&nbsp;در این حال تسبیح را بردار و صد بار استغفار کن، حالت جا مےآید، من امتحان کردم گاهی غم و غصه انسان را می گیرد، نگو یک شیعه ای در کربلا یا در نجف یا بغداد یا در فلسطین یا در هر جایی از دنیا، از دنیا رفته است و من به این خاطر ناراحتم، در روایت هم دارد کہ اگر فقط در شرق عالم یک مومنی از دنیا برود در غرب عالم یک مومنے دیگر محزون مےشود.<br />
❷ دوم «وَ مِنْ کُلِّ خَوْفٍ امْناٰ» مےگویند زلزله می آید، آمریکا می آید، اینها همه اش حرف است. استغفار کن. وقتی کہ بمب مےآمد من در خانہ استغفار مےکردم بمب آمد و به امام زاده یحیۍٰ اصابت کرد، قوطی زردچوبه ی منزل ریخت، اما ما هیچ طوریمان نشد.<br />
❸ سوم «وَ مِنْ کُلِّ ضیقٍ مَخرَجاً» سفته هایت عقب افتاده، صاحبخانه جوابت کرده، استغفار که بکنۍ، راحت مےشوی.</p>

<p>به بنده خدایی چک هایش عقب افتاده بود شب غصه اش شده بود که چه کار کند، نصف شب از خواب بیدار شد به در خانه خدا رفت از خدا گفت: خدایا آبروی من در بازار در خطر است. خودت کارم را درست کن</p>

<p>صبح دم در حجره رفت، یک نفر از رفقا آمد و همان مقدار پول را به او داد و گفت: من این پول را پیش تو امانت می گذارم اگر لازمش داشتی خرج کن هر وقت خواستم چند روز جلوتر به تو تلفن مےزنم.<br />
❹ چهارم «وَ یَرزَقَهُ اللهُ مِنْ حَیْثُ لٰا یَحْتَسِبُ» از جایی که گمان ندارید پول بہ شما مےرسد، پس اگر رزق مےخواهید استغفار ڪنید. رزق هم همش پول و پله نیست رزق معنوے مهمتر است.</p>

<p>شما استغفار می کنید و امشب می خواهید به مشهد بروید، تنها هم هستید، یڪ همسفر خوب کنار شما می نشیند. این رزق است. یک عالم یا انسان متدین بازارے کنار شما مےنشیند. این رزق است. زن خوب رزق است. عروس خوب رزق است. داماد خوب رزق است. همسایه خوب رزق است. دوست خوب رزق است.<br />
✅ ما خیال می کنیم که رزق یعنی پول، استغفار ڪه مےکنی ، داماد خوب گیرت &nbsp;می آید. استغفار کنے، همسایه خوب نصیبت می شود، مسجد خوب گیرت می آید، خانه ات جایے می رود که کنار خانه ات یک مسجد خوب است.<br />
&#8220;بیانات آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)&#8221;</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/استغفار-111">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/استغفار-111#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=575998</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>نماز</title>
			<link>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/نماز-411</link>
			<pubDate>11:36:00 +0330 جمعه، 1 دی 1396</pubDate>			<dc:creator>آذر مير حسني</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">575997@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​نقل است جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;سه قفل در زندگی‌ام وجود دارد و سه کلید ازشما می‌خواهم!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;قفل اول این است که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم،&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;وقفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;شیخ نخودکی فرمود: برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. و برای قفل سوم هم نمازت را اول وقت بخوان!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟!&lt;br /&gt;
?شیخ نخودکی فرمود: نماز اول وقت «شاه کلید» است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;?منبع:نشان از بی نشانها&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/نماز-411&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​نقل است جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت:</p>

<p>سه قفل در زندگی‌ام وجود دارد و سه کلید ازشما می‌خواهم!</p>

<p>قفل اول این است که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم،</p>

<p>قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد</p>

<p>وقفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.&nbsp;</p>

<p>شیخ نخودکی فرمود: برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. و برای قفل سوم هم نمازت را اول وقت بخوان!</p>

<p>جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟!<br />
?شیخ نخودکی فرمود: نماز اول وقت «شاه کلید» است.</p>

<p>?منبع:نشان از بی نشانها</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/نماز-411">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/نماز-411#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=575997</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>یامهدی(عج)</title>
			<link>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/یامهدی-عج-9</link>
			<pubDate>11:34:00 +0330 جمعه، 1 دی 1396</pubDate>			<dc:creator>آذر مير حسني</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">575996@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​&lt;br /&gt;
تا شهر به خود لرزید &amp;#8230;&lt;br /&gt;
همه مردم ، دعای ایمنی از زلزله را برای هم میفرستادند&amp;#8230;&lt;br /&gt;
چقدر مهم است !!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;جان ها در خطر !!!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اموال در خطر !!!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;همه حدیث و دعا&amp;#8230;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;همه ان ‌الله یمسک &amp;#8230;&lt;br /&gt;
بی دین و مؤمن ، با حجاب و بی حجاب ، همه ترسیدند ..&lt;br /&gt;
شما صاحب زمینی ، چقدر غریبی آقاجان !!&lt;br /&gt;
همه از هم خبر میگرفتند و &amp;#8230;&lt;br /&gt;
???&lt;br /&gt;
همه از شما بی خبر&amp;#8230;&lt;br /&gt;
بغض راه گلو را میبندد که ای پسر طه ، گل نرگس ، میوه دل زهرا سلام الله عليها &amp;nbsp;.. به یک لرزه ! همه دعا میخوانند ، حدیث ، روایت ، آیه قرآن !! این یعنی همه میدانند&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;همه خوب میدانند حقیقت چیست و هر روز قلب شما را میشکنند ???&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;دگر کسی نمیگوید که باید مستقیما از خدا خواست !! دگر کسی نمیگوید خرافات !! بازار شبهه سازان فعلا تعطیل است !!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ای امان از مردمی که از لرزش زمین میترسند ولی از لرزش قلب قطب عالم امکان هرگز !!!&lt;br /&gt;
اینها همه هیچ &amp;#8230;.&lt;br /&gt;
چه کسی قبل از بچه هایش ، قبل از پدر و مادر ، قبل از دوست و فامیل نگران شما بوده ؟؟؟&lt;br /&gt;
حقمان است ! بگذار یک شب در خیابان باشیم ، بگذار بفهمیم که قیامت ترسناک است ، بفهمیم که آن روز ، یوم ندعو کل أناس بإمامهم یعنی چی .. بفهمیم با بی کسی حاصلی نیست .. بفهمیم که امنیت در سایه لطف شماست که معنا دارد&amp;#8230;&lt;br /&gt;
آقا جان &amp;#8230;&lt;br /&gt;
ای قرار زمین&amp;#8230;&lt;br /&gt;
بیا که بدون شما زمین قراری ندارد??&lt;br /&gt;
اللهم عجل لولیک الغريب الفرج&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/یامهدی-عج-9&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​<br />
تا شهر به خود لرزید &#8230;<br />
همه مردم ، دعای ایمنی از زلزله را برای هم میفرستادند&#8230;<br />
چقدر مهم است !!&nbsp;</p>

<p>جان ها در خطر !!!</p>

<p>اموال در خطر !!!&nbsp;</p>

<p>همه حدیث و دعا&#8230;&nbsp;</p>

<p>همه ان ‌الله یمسک &#8230;<br />
بی دین و مؤمن ، با حجاب و بی حجاب ، همه ترسیدند ..<br />
شما صاحب زمینی ، چقدر غریبی آقاجان !!<br />
همه از هم خبر میگرفتند و &#8230;<br />
???<br />
همه از شما بی خبر&#8230;<br />
بغض راه گلو را میبندد که ای پسر طه ، گل نرگس ، میوه دل زهرا سلام الله عليها &nbsp;.. به یک لرزه ! همه دعا میخوانند ، حدیث ، روایت ، آیه قرآن !! این یعنی همه میدانند&nbsp;</p>

<p>همه خوب میدانند حقیقت چیست و هر روز قلب شما را میشکنند ???</p>

<p>دگر کسی نمیگوید که باید مستقیما از خدا خواست !! دگر کسی نمیگوید خرافات !! بازار شبهه سازان فعلا تعطیل است !!&nbsp;</p>

<p>ای امان از مردمی که از لرزش زمین میترسند ولی از لرزش قلب قطب عالم امکان هرگز !!!<br />
اینها همه هیچ &#8230;.<br />
چه کسی قبل از بچه هایش ، قبل از پدر و مادر ، قبل از دوست و فامیل نگران شما بوده ؟؟؟<br />
حقمان است ! بگذار یک شب در خیابان باشیم ، بگذار بفهمیم که قیامت ترسناک است ، بفهمیم که آن روز ، یوم ندعو کل أناس بإمامهم یعنی چی .. بفهمیم با بی کسی حاصلی نیست .. بفهمیم که امنیت در سایه لطف شماست که معنا دارد&#8230;<br />
آقا جان &#8230;<br />
ای قرار زمین&#8230;<br />
بیا که بدون شما زمین قراری ندارد??<br />
اللهم عجل لولیک الغريب الفرج</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/یامهدی-عج-9">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/یامهدی-عج-9#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=575996</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>مطلب زیبا</title>
			<link>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/مطلب-زیبا-1</link>
			<pubDate>16:27:00 +0330 سه شنبه، 28 آذر 1396</pubDate>			<dc:creator>آذر مير حسني</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">574820@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​&lt;/p&gt;




&lt;p&gt;إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ يُغَيِّرُ مٰا بِقَوْمٍ حَتّٰى يُغَيِّرُوا مٰا بِأَنْفُسِهِم. 11 رعد&lt;br /&gt;
خداوند سرنوشت هیچ قوم ( و ملّتی ) را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند&lt;br /&gt;
گاهی اندیشه و باورهای&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;خود را مزه مزه کنیم،&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;شاید لازم باشد آنها را&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;تغییر داده و به روز نماییم&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اگر تغییر نكنیم ، حذف می شویم .&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;برای جلوگیری از حذف شدن در بازی زندگی ، باید تغییراتی را در خودمان و زندگی مان به وجود آوریم .کليدهای اين تغيير عبارتند از :&lt;br /&gt;
کلید اول: خواستن&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;كلید دوم: خالی كردن ذهن از تعصب ها&lt;br /&gt;
كلید سوم: باور مثبت نسبت به خود&lt;br /&gt;
كلید چهارم: عمل کردن&lt;br /&gt;
به یاد داشته باشیم كه عظمت زندگی تنها به دانستن نیست بلکه تلفیقی از علم و عمل است.&lt;br /&gt;
از همین امروز شروع کنیم&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;??&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;????&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;??????&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/مطلب-زیبا-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​</p>




<p>إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ يُغَيِّرُ مٰا بِقَوْمٍ حَتّٰى يُغَيِّرُوا مٰا بِأَنْفُسِهِم. 11 رعد<br />
خداوند سرنوشت هیچ قوم ( و ملّتی ) را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند<br />
گاهی اندیشه و باورهای&nbsp;</p>

<p>خود را مزه مزه کنیم،&nbsp;</p>

<p>شاید لازم باشد آنها را&nbsp;</p>

<p>تغییر داده و به روز نماییم</p>

<p>اگر تغییر نكنیم ، حذف می شویم .</p>

<p>&nbsp;برای جلوگیری از حذف شدن در بازی زندگی ، باید تغییراتی را در خودمان و زندگی مان به وجود آوریم .کليدهای اين تغيير عبارتند از :<br />
کلید اول: خواستن</p>

<p>كلید دوم: خالی كردن ذهن از تعصب ها<br />
كلید سوم: باور مثبت نسبت به خود<br />
كلید چهارم: عمل کردن<br />
به یاد داشته باشیم كه عظمت زندگی تنها به دانستن نیست بلکه تلفیقی از علم و عمل است.<br />
از همین امروز شروع کنیم&nbsp;</p>

<p>??&nbsp;</p>

<p>????</p>

<p>??????</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/مطلب-زیبا-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/مطلب-زیبا-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=574820</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>تلنگرانه</title>
			<link>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/تلنگرانه-9</link>
			<pubDate>16:25:00 +0330 سه شنبه، 28 آذر 1396</pubDate>			<dc:creator>آذر مير حسني</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">574819@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​مشاور یه لیوان آب برداشت و ریخت رو زمین وقتی ریخت به خانم و آقا دوتا ابر اسفنجی داد تا آب ریخته شده رو از رو زمین جمع کنن و تو لیوان بریزند زن و شوهر متعجبانه این کارو کردن و بعد نشستن&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مشاور گفت خوب لیوان رو بگذارید رو میز و کمی صبر کنید بعد از کمی سکوت مشاور گفت ببینید:&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;1- شما همه آب ریخته شده رو نتونستین جمع کنین&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;2- آب کمی هم که با اسفنج جمع کردین گل آلود شد البته الان بعد مدتی کمی ته نشین شد اما زلالی قبلو نداره ‏&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;3- با هر بار که کمترین تکانی لیوان میخوره آب دوباره گل آلود میشه و باز باید صبر کنین که ته نشین بشه&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;4- آیا میشه به نبودن میکروب توی این آب اطمینان داشت؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;این دقیقا زندگی ما آدمهاست گاهی با یه رفتار شتاب زده و غیر منطقی و عجولانه یه تصمیم اشتباه میگیریم مثل اون آب میشه که ریخته ، اما بعد سعی میکنیم جمعش کنیم و اون تصمیم اشتباه رو حل، اما خیلی زمان میبره تا آب گل آلود جمع شده از رو زمین زلال بشه یعنی زمان میبره تا اون رفتار بد رو فراموش کنیم، لیوان مثل قبل آب نداره کمترشده یعنی ظرفیت قبلو نداریم چون یکبار از ظرفیتمون کم شده و با کمترین تکونی دوباره آب گل آلود میشه و اینبار خیلی زمان میبره که دوباره آب زلال بشه یعنی دوباره بتونیم همو تحمل کنیم. ‏&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پس سعی کنیم زود و شتاب زده تصمیم نگیریم شاید دیگه فرصت نباشه آب ریخته شده را جمع کنیم. سعی کنیم حرفهایی که زندگیمونو گل آلود میکنه نزنیم سعی کنیم زندگی رو مثل شستن لیوان و پر کردن آب تمیز وزلال همیشه تمیز و با نشاط نگه داریم اینو بدونین هیچ وقت حریم همو نشکنیم و رومون بهم باز نشه هروقت از هم دلخوریم مدتی صبر کنیم بعد آروم شدن از هم گلایه کنیم. مواظب لیوان پر از آب زندگیتون باشید.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/تلنگرانه-9&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​مشاور یه لیوان آب برداشت و ریخت رو زمین وقتی ریخت به خانم و آقا دوتا ابر اسفنجی داد تا آب ریخته شده رو از رو زمین جمع کنن و تو لیوان بریزند زن و شوهر متعجبانه این کارو کردن و بعد نشستن&nbsp;</p>

<p>مشاور گفت خوب لیوان رو بگذارید رو میز و کمی صبر کنید بعد از کمی سکوت مشاور گفت ببینید:&nbsp;</p>

<p>1- شما همه آب ریخته شده رو نتونستین جمع کنین&nbsp;</p>

<p>2- آب کمی هم که با اسفنج جمع کردین گل آلود شد البته الان بعد مدتی کمی ته نشین شد اما زلالی قبلو نداره ‏&nbsp;</p>

<p>3- با هر بار که کمترین تکانی لیوان میخوره آب دوباره گل آلود میشه و باز باید صبر کنین که ته نشین بشه&nbsp;</p>

<p>4- آیا میشه به نبودن میکروب توی این آب اطمینان داشت؟&nbsp;</p>

<p>این دقیقا زندگی ما آدمهاست گاهی با یه رفتار شتاب زده و غیر منطقی و عجولانه یه تصمیم اشتباه میگیریم مثل اون آب میشه که ریخته ، اما بعد سعی میکنیم جمعش کنیم و اون تصمیم اشتباه رو حل، اما خیلی زمان میبره تا آب گل آلود جمع شده از رو زمین زلال بشه یعنی زمان میبره تا اون رفتار بد رو فراموش کنیم، لیوان مثل قبل آب نداره کمترشده یعنی ظرفیت قبلو نداریم چون یکبار از ظرفیتمون کم شده و با کمترین تکونی دوباره آب گل آلود میشه و اینبار خیلی زمان میبره که دوباره آب زلال بشه یعنی دوباره بتونیم همو تحمل کنیم. ‏&nbsp;</p>

<p>پس سعی کنیم زود و شتاب زده تصمیم نگیریم شاید دیگه فرصت نباشه آب ریخته شده را جمع کنیم. سعی کنیم حرفهایی که زندگیمونو گل آلود میکنه نزنیم سعی کنیم زندگی رو مثل شستن لیوان و پر کردن آب تمیز وزلال همیشه تمیز و با نشاط نگه داریم اینو بدونین هیچ وقت حریم همو نشکنیم و رومون بهم باز نشه هروقت از هم دلخوریم مدتی صبر کنیم بعد آروم شدن از هم گلایه کنیم. مواظب لیوان پر از آب زندگیتون باشید.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/تلنگرانه-9">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/تلنگرانه-9#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=574819</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>ازکجابفهمیم نمازمان قبول شده؟</title>
			<link>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/ازکجابفهمیم-نمازمان-قبول-شده</link>
			<pubDate>16:23:00 +0330 سه شنبه، 28 آذر 1396</pubDate>			<dc:creator>آذر مير حسني</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">574818@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​&lt;/p&gt;


&lt;p&gt;&amp;nbsp;?ما دو نوع نماز داریم:&lt;br /&gt;
1⃣ یکی نماز ملفوظ است. یعنی نمازی ڪه انسان فقط الفاظ را می خواند و نمازش در محدوده الفاظ است.&lt;br /&gt;
2⃣دوم؛نماز مقبول است یعنی نمازی ڪه انسان را از گناه دور نگه می دارد ،چون قرآن فرمود :&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;#8220;ان الصلاه تنهی عن الفحشاء والمنکر &amp;#8220;&lt;br /&gt;
?راه تشخیص نماز مقبول از نماز ملفوظ در این است که؛&lt;br /&gt;
?اگر نماز صبح توانست تا ظهر انسان را از گناه حفظ کند این نماز مقبول است،&lt;br /&gt;
?اگر نماز ظهر وعصر توانست تا شب انسان را دور از گناه نگه دارد ،چنین نمازی ،نماز مقبول است.&lt;br /&gt;
?وگرنه نمازی که بعدش گناه انجام شود،فقط نماز ملفوظ است..&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/ازکجابفهمیم-نمازمان-قبول-شده&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​</p>


<p>&nbsp;?ما دو نوع نماز داریم:<br />
1⃣ یکی نماز ملفوظ است. یعنی نمازی ڪه انسان فقط الفاظ را می خواند و نمازش در محدوده الفاظ است.<br />
2⃣دوم؛نماز مقبول است یعنی نمازی ڪه انسان را از گناه دور نگه می دارد ،چون قرآن فرمود :</p>

<p>&#8220;ان الصلاه تنهی عن الفحشاء والمنکر &#8220;<br />
?راه تشخیص نماز مقبول از نماز ملفوظ در این است که؛<br />
?اگر نماز صبح توانست تا ظهر انسان را از گناه حفظ کند این نماز مقبول است،<br />
?اگر نماز ظهر وعصر توانست تا شب انسان را دور از گناه نگه دارد ،چنین نمازی ،نماز مقبول است.<br />
?وگرنه نمازی که بعدش گناه انجام شود،فقط نماز ملفوظ است..</p>

<p>&nbsp;</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/ازکجابفهمیم-نمازمان-قبول-شده">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/ازکجابفهمیم-نمازمان-قبول-شده#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=574818</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>داستان پندآموز</title>
			<link>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/داستان-پندآموز-7</link>
			<pubDate>16:21:00 +0330 سه شنبه، 28 آذر 1396</pubDate>			<dc:creator>آذر مير حسني</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">574817@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​?&lt;br /&gt;
? روزی جوانی نزد پدرش آمد و گفت: دختری را دیده ام و میخواهم با او ازدواج کنم من شیفته زیبایی و جذابیت این دختر و جادوی چشمانش شده ام، پدر با خوشحالی گفت این دختر کجاست تا برایت خواستگاری کنم؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پس به اتفاق رفتند تا دختر را ببینند اما پدر به محض دیدن دختر دلباخته او شد و&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;به پسرش گفت: ببین پسرم این دختر هم تراز تو نیست و تو نمیتوانی خوشبختش کنی، او را باید مردی مثل او تکیه کند،&lt;br /&gt;
? پسر حیرت زده جواب داد، امکان ندارد پدر کسی که با این دختر ازدواج میکند من هستم نه شما!!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پدر و پسر با هم درگیر شدند و کارشان به قاضی کشید ماجرا را برای قاضی تعریف کردند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;قاضی دستور داد دختر را احضار کنند تا از خودش بپرسند که میخواهد با کدامیک از این دو ازدواج کند&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;قاضی با دیدن دختر شیفته جمال و محو دلربایی او شد و گفت این دختر مناسب شما نیست بلکه شایسته ی شخص صاحب منصبی چون من است پس این بار سه نفری با هم درگیر شدند و برای حل مشکل نزد وزیر رفتند&lt;br /&gt;
? وزیر با دیدن دختر گفت او باید با وزیری مثل من ازدواج کند و قضیه ادامه پیدا کرد تا رسید به شخص امیر، امیر نیز مانند بقیه گفت این دختر فقط با من ازدواج میکند!!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بحث و مشاجره بالا گرفت تا اینکه دختر جلو آمد و گفت راه حل مسئله نزد من است،&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;من میدوم و شما نیز پشت سر من بدوید اولین کسی که بتواند مرا بگیرد با او ازدواج خواهم کرد!!&lt;br /&gt;
? و بلافاصله شروع به دویدن کرد و پنج نفری پدر؛ پسر؛قاضی ؛ وزیر و امیر بدنبال او،ناگهان هرپنج نفر با هم به داخل چاله عمیقی سقوط کردند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;دختر از بالای گودال به آنها نگاهی کرد و گفت آیا میدانید من کیستم؟!!&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
✅من دنیا هستم!!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;من کسی هستم که اغلب مردم بدنبالم میدوند و برای بدست آوردنم با هم رقابت میکنند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;و در راه رسیدن به من از دینشان، معرفت و انسانیت شان غافل میشوند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;و حرص طمع انها تمامی ندارد تا زمانیکه در قبر گذاشته میشوند در حالی که هرگز به من نمیرسند!!!!!&lt;br /&gt;
‌‌&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/داستان-پندآموز-7&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​?<br />
? روزی جوانی نزد پدرش آمد و گفت: دختری را دیده ام و میخواهم با او ازدواج کنم من شیفته زیبایی و جذابیت این دختر و جادوی چشمانش شده ام، پدر با خوشحالی گفت این دختر کجاست تا برایت خواستگاری کنم؟</p>

<p>پس به اتفاق رفتند تا دختر را ببینند اما پدر به محض دیدن دختر دلباخته او شد و&nbsp;</p>

<p>به پسرش گفت: ببین پسرم این دختر هم تراز تو نیست و تو نمیتوانی خوشبختش کنی، او را باید مردی مثل او تکیه کند،<br />
? پسر حیرت زده جواب داد، امکان ندارد پدر کسی که با این دختر ازدواج میکند من هستم نه شما!!</p>

<p>پدر و پسر با هم درگیر شدند و کارشان به قاضی کشید ماجرا را برای قاضی تعریف کردند.</p>

<p>&nbsp;قاضی دستور داد دختر را احضار کنند تا از خودش بپرسند که میخواهد با کدامیک از این دو ازدواج کند</p>

<p>قاضی با دیدن دختر شیفته جمال و محو دلربایی او شد و گفت این دختر مناسب شما نیست بلکه شایسته ی شخص صاحب منصبی چون من است پس این بار سه نفری با هم درگیر شدند و برای حل مشکل نزد وزیر رفتند<br />
? وزیر با دیدن دختر گفت او باید با وزیری مثل من ازدواج کند و قضیه ادامه پیدا کرد تا رسید به شخص امیر، امیر نیز مانند بقیه گفت این دختر فقط با من ازدواج میکند!!</p>

<p>بحث و مشاجره بالا گرفت تا اینکه دختر جلو آمد و گفت راه حل مسئله نزد من است،&nbsp;</p>

<p>من میدوم و شما نیز پشت سر من بدوید اولین کسی که بتواند مرا بگیرد با او ازدواج خواهم کرد!!<br />
? و بلافاصله شروع به دویدن کرد و پنج نفری پدر؛ پسر؛قاضی ؛ وزیر و امیر بدنبال او،ناگهان هرپنج نفر با هم به داخل چاله عمیقی سقوط کردند.</p>

<p>دختر از بالای گودال به آنها نگاهی کرد و گفت آیا میدانید من کیستم؟!!&nbsp;<br />
✅من دنیا هستم!!&nbsp;</p>

<p>من کسی هستم که اغلب مردم بدنبالم میدوند و برای بدست آوردنم با هم رقابت میکنند.</p>

<p>&nbsp;و در راه رسیدن به من از دینشان، معرفت و انسانیت شان غافل میشوند.</p>

<p>&nbsp;و حرص طمع انها تمامی ندارد تا زمانیکه در قبر گذاشته میشوند در حالی که هرگز به من نمیرسند!!!!!<br />
‌‌</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/داستان-پندآموز-7">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/داستان-پندآموز-7#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hosinaramjanam.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=574817</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
